تبليغاتX
ماتینه

طنز نفتی . محمدعلی مؤمنی . روزنامه آفتاب یزد 6آذر1387دیگر موضوع داوری نه تنها در فوتبال و دیگر رشته‌های ورزشی، بلکه در علوم مختلف، بویژه علوم انسانی هم بحث‌برانگیز است و نودی می‌طلبد. اگر روزگاری برای شهرآورد استقلال و پرسپولیس داور فرامرزی دست‌وپا می‌کردیم که مختصر کورنگی داشته باشد(تا حدی که آبی و قرمز را نبیند)، حالا در علوم انسانی هم بله! از این جالب‌تر اینکه پای حرف و حدیث جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی به حیطه طنز و طنزپردازان هم کشیده شده است. حالا ببینید چه طنز اندر طنزی می‌شود؟!
تا آنجا که یادمان می‌آید طنزپردازان ما از عبید زاکانی تا همین گل‌آقای خودمان همیشه تیغ طنز را می‌کشیدند تا جراحی کنند به امید مداوا.
هنوز عرق طنزپردازان، نخ‌سوزن دستاندرکاران سومین جشنواره طنز مکتوب، خشک نشده؛ حرف و حدیث‌هایی درباره امور اجرایی و داوری آن مطرح شده است. هر چه مرزهای این ادبیاتمان گل‌وگشاد بود، این مرزهای تعریف طنز صدبار بدتر. مشخص نیست بالاخره داوران کدام جشنواره بر اساس کدام مبنا، کارشان را راست و ریست می‌کنند؟
فراخوان جشنواره مرداد 87 منتشر شد تا طنازان که این روزها حسابی احساس می‌کنند همه از دم طنزپرداز شده‌اند در چهار رشته شعر، نثر، داستان کوتاه و فیلمنامه آثارشان را ارسال کردند. برای جلوگیری از هرگونه شک و شبهه، داوران از بین اساتید و برجستگان این عرصه انتخاب شدند. اما در همین برهه بود که این آموزه‌ی کلیدی به ذهن همگان خطور کرد که «نبین که می‌گوید، ببین چه می‌گوید؟»
کم اتفاق می‌افتد مثل جشنواره‌ی فیلم کمدی گل‌آقا که حاشیه نداشته باشد و همه از آن اظهار رضایت کنند. تا حدی که فرهاد توحیدی آنرا مردمی‌ترین و سالم‌ترین جشنواره در سالهای اخیر عنوان کرد.
اختتامیه‌ی جشنواره براساس آداب و رسوم خاص ایرانیان آغاز شد: تاخیر در آغاز مراسم به مدت 60 دقیقه. این بخش یکی از مردمی‌ترین بخش‌های جشنواره بود! بعد طنزپردازان داخل سالن رفتند تا مقداری از بدقولی و تاخیر در برنامه‌های نهادها و مراکز دیگر انتقاد کنند. خلاصه اینکه عده‌ای دور هم جمع شدند، گفتند و خندیدند. البته طبق روال یک عده نه تنها نخندیدند، بلکه اصلا نخندیدند. واقعا شانس آورده‌ایم تالارهای 100هزار نفری نداریم. مگر قرار است در هر جشنواره به چند نفر جایزه بدهند؟ حالا بگو به 50 نفر. منهای 100 هزار نفر، مگر شرکت واحد چند تا اتوبوس دارد؟ بی‌حکمت نیست که سالن‌های بزرگ نمی‌سازند دیگر! پیشگیری مقدم بر درمان است.
ما اگر سالن 100 هزار نفری داشتیم حتما یک فیفایی هم در کار بود که آن معترضین شال و کلاه می‌کردند، شبانه می‌رفتند پشت در فیفا می‌خوابیدند تا صبح که فیفا، طنز ما را به حالت تعلیق در می‌آورد. این هم که نشدنی است. چون در طول روز ما چندین سخنرانی استماع می‌کنیم!
ادامه این گزارش تحلیلی طنز در روزنامه «آفتاب یزد» امروز، چهارشنبه 6آذر1387

پی‌نوشت:
1-در سایت‌ «آفتاب یزد» نام نویسندگان درج نمی‌شود. دلیلش را نمی‌دانم.
2- بازنشر در نسخه PDF آفتاب یزد ، سایت «آفتاب» و «بانک اطلاعات نشریات کشور»
3- اصلاح پی‌نوشت به یادآوردی "شیخ ابو امیر" صاحب‌الوب‌خند!

ارسال به سايت بالاترين .:: محمدعلی مؤمنی | چهارشنبه 6 آذر1387 | ساعت 20:47 |